تبلیغات
فعالیتهای آموزشی آموزگاران دبستان غیردولتی پسرانه ماه بنی هاشم - بررسی انجام کار گروهی و ایجاد خلاقیت
فعالیتهای آموزشی آموزگاران دبستان غیردولتی پسرانه ماه بنی هاشم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اسفند 1391 توسط سید مجید مدنیان

به طور کلی، برای پرورش خلاقیت لازم است روش های تدریس اکتشافی و فعال که مبتنی بر فعالیت دانش آموز است، محور تدریس قرار گیرد تا بتوان به یادگیری توأم با خلاقیت دست یافت. در واقع هر یک از کلاس های موجود را می توان به طریقی سازمان داد که بتوانند فضایی را که لازمه بروز خلاقیت است برای دانش آموزان فراهم کنند. قراردادن محرکات بصری در کلاس، ترتیب چیدن میز و صندلی ها و اختصاص فضای لازم برای فعالیت دانش آموزان، از جمله مواردی هستند که باید به آن ها توجه کرد.عامل مهم دیگر، برای فراهم کردن جو فیزیکی کلاس، پیش بینی وسایل است که بتوان از طریق آن ها، آثار دانش آموزان را به معرض نمایش گذاشت. وسایلی نظیر: تخته ماهوتی، میز، قفسه و جعبه مقوایی.در واقع هر آنچه که بتوان از آن برای مهم تر جلوه دادن نمایش اختراعات و آثار شاگردان استفاده کرد، به تحقق این منظور کمک خواهد کرد. می توان ترتیب چیدن میز و نیمکت ها را بر حسب موضوع درسی کلاس تغییر داد و آن ها را به شکل دایره برای بحث های جمعی یا به شکلی که برای کارهای دو سه نفره مناسب باشد، تنظیم کرد. با توجه به هر برنامه درسی، وسایل کمک آموزشی لازم نیز باید در دسترس دانش آموزان باشد؛ وسایلی به نام قطب نما، نقشه، اطلس، نوار کاست، دایرة المعارف و اسباب بازی.

در دسترس بودن چنین وسایلی، به خصوص هنگامی که به آن ها نیاز است، می تواند تأثیری قطعی و مهم در پرورش رفتار خلاق ایفا کند.

عامل فکری-عقلانی

 به طور کلی ساختار فکری کلاس زمانی می تواند موجب رشد خلاقیت دانش آموزان شود که نیروی تفکر و اندیشه را در آن ها تقویت کند. به این منظور، معلم باید مسائلی را در کلاس طرح کند که به تحقیق و تأمل نیاز داشته باشند. جو عقلانی مطلوب آن است که بتواند دانش آموز را بر انگیزد. در واقع، انگیزه هایی که به دانش آموزان یک کلاس داده می شود، در آغاز حتماً باید به موفقیت بینجامد، از این طریق، دانش آموز وادار می شود به کوشش های خود ادامه دهد، ریسک کند، تجربه کند و در رویارویی با مسائل پیچیده، شور و اشتیاق بیشتری به خرج دهد.

عامل عاطفی

ساختار عاطفی مناسب در کلاس درس، می تواند توانایی خلاقیت را در همه دانش آموزان شکوفا سازد. جو عاطفی، آن است که دانش آموزان در آن احساس امنیت کنند و قادر باشند نسبت به محرکهای فیزیکی و عقلانی ارائه شده از طرف معلم و همسالان، واکنشی مطلوب از خود نشان دهند. یکی از اساسی ترین قدم ها در این زمینه، پرورش حس کنجکاوی است. از نمودهای اساسی کنجکاوی، سوال کردن و یافتن پاسخ است. برای تقویت کنجکاوی، ایجاد فرصت تجربه و تحقیق ضروری است. دانش آموز باید بتواند به مشاهده، آزمایش و جستجوی محیط و اشیای اطراف خویش بپردازد. به طور کلی برای پرورش رفتار خلاق، جو عاطفی کلاس باید شرایطی فراهم آورد که دانش آموزان ضمن آن بتوانند احساس ارزش، تعلق و قدرت کنند. آن ها باید در این محیط، اعتماد به نفس کسب کنند. سرگرم شدن و بازی و در گیری با پیچیدگی، جنبه دیگری از جو عاطفی به شمار می رود که لازمه ظهور خلاقیت است. بدون درگیری و غرق شدن در کار و مواجهه با ابهامات و اشکالات، دلیلی برای به وجود آمدن افکار خلاق وجود ندارد. بنابراین، معلمان بایدبا طرح مسائل و مفاهیمی که به تدریج مشکل می شوند، زمینه درگیری فکری را برای دانش آموزان فراهم آورند و آن ها را به تلاش و پشتکار برای حل مسائل و ابهامات تشویق کنند.

نقش مدرسه

مدرسه نقش بسیار مهمی در شکوفایی و باروری خلاقیت دانش آموزان ایفا می کند. مدرسه می تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشگر، آفریننده، نوآور و مولد، تربیت کند. مدرسه به عنوان واحد عملیاتی نظام آموزشی و به عنوان مکانی که تعلیم و تربیت رسمی در آن جریان دارد، می تواند قدرت اندیشه و مهارت ذهنی دانش آموزان خود را چنان تقویت کند که به راحتی بتوانند برای دست یافتن به راه حل های مناسب و واقع بینانه، به خلق ایده های نو بپردازند،یا می تواند، با ارائه تکلیف و نیز عدم توجه به تفاوت های فردی و عدم شناخت یا بی توجهی به ویژگی های دانش آموزان، سبب شود که قدرت خلاقیت آنان به تدریج کاهش یابد.

 به طور کلی فلسفه دیدگاهها و روش هایی که در مدرسه استفاده می شوند و جو یا شرایطی که بر آن ها حاکم است، تأثیر زیادی بر تفکر خلاق دارد. در این خصوص نکته بسیار با اهمیت، اعتقاد و آمادگی مربیان و معلمان برای پذیرش مطالب و مسائل جدید است. مدرسه ها طبق سنت و عادت بیش تر بر حافظه افراد تکیه می کنند و معلمان تکرار پاسخ های از قبل داده شده را بر فکر کردن ترجیح می دهند. متأسفانه مدرسه های ما بیش تر دنبال اصل « قطعیت» هستند. اصل قطعیت بر این تفکر استوار است که برای هر پرسش تنها یک پاسخ درست وجود دارد و بقیه پاسخ ها غلط هستند. بدین دلیل آموزش و تدریس به صورت امری تجویزی و تحمیلی در می آید که در فضایی محدود و بسته مطرح می شود، از امکان حرکت و تلاش بسیار می کاهد و در نهایت به کاری خسته کننده تبدیل می شود. یک مدرسه که برنامه مرتب، اعضای متعهد و معلمان مسؤل دارد، بهترین محیط برای پرورش خلاقیت دانش آموزان است. یک مدرسه خوب که می تواند زمینه ساز تفکر خلاق در دانش آموزان باشد، دارای خصوصیات زیر است:

1- محیطی دوستانه که در آن از زحمات هر فرد کوشا قدر‏دانی می شود؛

2- فضایی مملؤ از امنیت‏خاطر وآزادی عمل حاکم بر آن؛

3- محیطی که در آن فرصت یادگیری و مسؤلیت پذیری مهیاست؛

4- محیطی دارای فرصت هایی برای تصمیم گیری؛

5- وجود امکانات لازم برای ارزشیابی همگانی در آن.

به طور کلی فراهم آوردن زمینه ها و شرایطی که به تقویت تفکر خلاق در مدرسه منجر می شود، دامنه وسیعی دارد که از تغییر در نگرش ها تا روش امتداد می یابد. برای این که مدرسه بیش ترین نقش را در پرورش خلاقیت کودکان داشته باشد، روان شناسان پیشنهاد کرده اند مسائلی که در مدرسه به یادگیرندگان ارائه می کنند، طبقه بندی شوند و دستاوردهای خلاق آنان مورد تشویق قرار گیرد. همچنین امکان تدریس عملی برای هر درس فراهم شود تا دانش آموزان بتوانند نو آوری های خود را در مدرسه و جامعه به کار گیرند.

  نقش معلم

 معلم در اعطای توانایی به ابنای بشر، همان نقش طبیعت مهربان را ایفا می کند. با مهرورزی های آهسته و آرام و رهنمودهای در خور و شایسته، توانمندیهای بالقوه و نهادینه هر کودک و نوجوان را پالایش می دهد، جلوه و جلا می بخشد و هر یک را به وادی توانایی رهنمون می سازد.آیا می توان خلاقیت را به کودکان آموزش داد؟ معلمان چگونه می توانند دانش آموزانی خلاق بپرورانند؟ برای این که یادگیری به خلاقیت منجر شود، باید چگونه عمل کنند؟ معلمان با چه روش هایی می توانند کلاسی فعال، پویا و خلاق داشته باشند؟اخیراً پژوهش های بسیاری در زمینه خلاقیت انجام گرفته‏اند تا مشخص شود که آیا می توان خلاقیت را آموزش داد و اگر می توان، چگونه؟ و نتیجه اکثرشان این بوده است که خلاقیت را می توان هم آموزش و هم پرورش داد.نتایج تحقیقات نشان داد که مربیان باید برای پرورش خلاقیت به دانش آموزان امکان تفکر دهند و تا حد امکان آنان را از انجام فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده بر حذر دارند. مربیان با محدود نکردن کودکان در محیط آموزشی و فراهم کردن وسایل متنوع برای آن ها، می‏توانند به طور غیر مستقیم موجب از قوه به فعل در آمدن خلاقیت در کودکان شوند.سرگرم شدن و بازی و درگیری با پیچیدگی، جنبه دیگری از جو عاطفی به شمار می رود که لازمه ظهور خلاقیت است. بدون درگیری و غرق شدن در کار و مواجهه با ابهامات و اشکالات، دلیلی برای به وجود آمدن افکار خلاق وجود نداردشاید بتوان گفت قلب عملکرد معلم در رابطه با خلاقیت، شیوه های تدریس مناسب اوست. به طور کلی، برای پرورش خلاقیت، لازم است روش های تدریس اکتشافی و فعال که مبتنی بر فعالیت دانش آموز است، محور تدریس قرار گیرد تا بتوان به یادگیری توأم با خلاقیت دست یافت.

 به طور کلی معلمان باید فرصت هایی برای حل مسائل ایجاد کنند که نیازمند تفکر خلاق باشد. شیوه حل مسأله در اغلب برنامه های درسی قابل اجراست. یعنی در هر موضوع درسی می توان مسائل متعددی را طرح کرد و از دانش آموزان خواست آنها را حل کنند. معلم باید در جریان تدریس از دانش آموزان سؤال هایی بپرسد که آن ها با تکرار آنچه قبلا یاد گرفته اند، بتوانند به آنها جواب دهند؛ یعنی سؤال هایی که دانش آموزان را به اندیشیدن وا می دارد. معلمان همچنین باید تلاش کند مطالب آموزشی را با توجه به کاربردشان در مسائل واقعی زندگی آموزش دهند.به طوری که دانش آموز بتواند در موقعیت های زندگی، از آنچه در کلاس آموخته استفاده کند. همان طور که بیان شد، شیوه های آموزشی و یاددهی، با رشد خلاقیت دانش آموزان ارتباط مستقیم دارند. روش های تدریس فعال با دادن آزادی عمل به یادگیرنده، به او فرصت می دهد به جست و جو و کشف مسائل بپردازد. بدین ترتیب دانش آموز، خود در فرایند یادگیری دخیل می‏شود و انگیزه های درونی و به دنبال آن، امکان بروز خلاقیت در او افزایش می یابند. تورنس برای آموزش خلاقیت، به معلمان پیشنهادهایی ارائه داده است که انجام آن ها خلاقیت دانش آموزان را بیش تر می کند.این پیشنهادات عبارتند از:

1- تفکر خلاق را با ارزش بدانید.

2- دانش آموزان را به محرک های محیطی حساس تر کنید.

3- دستکاری اشیا و عقاید را تشویق کنید.

4- چگونگی آزمودن هر عقیده را به طور منظم آموزش دهید.

5- تحمل پذیرش عقاید تازه را توسعه دهید.

6- کلاسی با جوٌ خلاق به وجود آورید.

7- به کودکان یاد دهید، تفکر خلاٌق خود را معتبر بدانند.

8- مهارت های اجتناب از فشار و تمسخر را به کودکان بیاموزید.

9- درباره فرایند خلاٌقیت به دانش آموزان اطلاعاتی بدهید.

10- یادگیری خودانگیخته را تشویق کنید.

11- عادت رسیدن به مضمون کامل عقاید را تشویق کنید.

12- انتقاد سازنده را توسعه دهید نه فقط انتقاد کردن را.

13- کسب دانش در رشته های گوناگون را تشویق کنید.

 

مشاركت همه جانبه و به ویژه فکری كاركنان سازمان جهت تحقق اهداف آن سازمان ضرورتی اساسی است ، چنانچه افراد خلاق و صاحب اندیشه تعالی سازمان با تفكر و خلاقیت مشاركتی سازمان را یاری دهند انواع مسائل سازمانی راحت­تر و سریع تر حل خواهد شد. تفكر و خلاقیت مشارکتی ، موجب هم افزائی تفكر وخلاقیت تك­تك افراد سازمان می شود. لازمه توسعه این تفكر فرهنگ سازی ، اصلاح فرهنگ سازمانی و مدیریت فرهنگ خلاقیت و نوآوری در سازمان می باشد . موانعی همچون فقدان انگیزه و عدم اعتماد به كار گروهی، عدم توجه به نظرات کارکنان ، نقد ناپذیری ، محافظه­كاری و مدیریت مستبدانه ، از مهمترین موانع تفکر و خلاقیت مشارکتی محسوب می گردد . . مهندسی مجدد فرهنگ سازمانی، آموزش و فرهنگ سازی ، مهندسی مجدد نظام های مدیریتی از جمله نظام پیشنهادات ، تقویت كار گروهی و تقدیر از كاركنان خلاق ، از جمله مهمترین راهکارهای توسعه فرهنگ  خلاقیت مشارکتی در سازمان می باشد .

  

* اهمیت مشاركت نیروی انسانی در پیشبرد اهداف سازمانی موضوعی غیرقابل انكار می­باشد، خصوصا" مشاركت گروهی بصورت خلاقانه برای حل مسائل سازمانی بسیار حائز اهمیت است . اهمیت این موضوع به علت افزونی فضای رقابتی بین سازمان ها و مراكز صنعتی مختلف ، ضرورت توسعه مستمرمزیت رقابتی و لزوم خلاقیت ونوآوری می­باشد، از طرفی چنانچه نظام پیشنهادات در سازمانها و مراكز صنعتی از تفكر خلاق جمعی.. استفاده نماید مسائل و معضلات سازمان جهت نیل به هدف و آرمان های سازمان راحت­تر حل می­شود....، عنصر‹‹ خلاقیت Creativity ›› باعث ساماندهی و سازماندهی نظام پیشنهادات می شود، اگرچه تحقق این مهم مستلزم رفع موانع و محدودیتهایی است كه در این نوشتار بررسی شده است.

 خلاقیت و نوآوری در سازمانها به ضرورتی اجتناب ناپذیر مبدل گردیده، زیرا فضای رقابتی ایجاد شده بین سازمان ها   ایجاب می­كند تا فرایندهای   خلاقیت و نوآوری تقویت یابد. تحقق این امر مستلزم تغییر و تحول فرهنگ سازمانی است، اگر چه قبل از هرگونه تغییر مبنایی در فرهنگ سازمانی لازم است موانع و محدودیت های تفكر خلاق گروهی برطرف شود 

 

مهم ترین موانع تفكر وخلاقیت گروهی و مشارکتی در سازمان عبارتند از :

 

 1- فقدان انگیزه و عدم اعتماد : این موضوع عامل بسیار مهمی در عدم توسعة فرهنگ مشاركت است. چنانچه انگیزه ای برای شركت افراد در یك كار گروهی برای ارائه ایده های مختلف وجود نداشته باشد و بدنبال آن عدم اعتماد تشدیدكنندة استمرار این وضعیت می گردد. عدم اعتماد به انجام كارهای گروهی در كشور ما از جمله موانع فرهنگی در این زمینه است، اغلب كاركنان به علت شكست كارهای گروهی و مشاركت جویانه در كشور اعتماد، خود را از دست داده اند. شاید عامل اساسی در مقابل شكل گیری ایده پردازی گروهی فقدان انگیزه و عدم اعتماد مدیران ارشد نسبت به مشاركت كاركنان باشد.

2- عدم پذیرش انتقاد و عدم تحمل تضاد در سیستم : چنانچه مدیران انتقادی را برنتابند هرگونه تلاش جهت وفاق جمعی بی حاصل است زیرا انتقاد سازنده از جمله مبانی تفكر خلاق است لذا عدم پذیرش انتقاد و یا عدم تحمل تضاد و اختلاف سلایق بهیچوجه یك سیستم را به سمت نوآوری و مدیریت مشاركتی فعال سوق نخواهد داد.

3- محافظه كاری و مدیریت مستبدانه : چنانچه مدیران ارشد و حتی میانی سازمان طرفدار حفظ وضع موجود باشند و مخالف هرگونه تغییر و تحولی باشند و از سویی اصولا" تفكر حاكم برسازمان استبدادی و اوریتة گسترده باشد، مدیریت مشاركتی و تفكر خلاق گروهی ره به جایی نمی برد.

 

راهكارهای تفكر وخلاقیت گروهی در سازمان ها :

 

1-  مهندسی مجدد فرهنگ سازمانی : بدیهی است حوزه فرهنگ آنچنان گسترده است كه خودبخود بر عناصر فرهنگی یك سازمان تأثیرگذار است. زمانیكه پدیده یا حركتی نوین در سازمان انجام می­شود، 2 كار اساسی باید انجام شود اول اقناع مدیریت ارشد سازمان نسبت به تغییرات درحال انجام دوم تعیین قلمرو استراتژیهای سازمان نسبت به تغییرات درحال انجام كه انجام این دو كار مهم با اصلاح فرهنگ سازمانی توأم است. اگر عناصر فرهنگی در سازمان بخواهد پذیرای تصمیم سازیهای خلاق گروهی باشد لازم است تمامی رده های سازمان اصلاحات فرهنگی را با تمام وجود احساس و ادراك نمایند. زیرا فرهنگ سازمان تعیین كنندة رفتار كاركنان و در نهایت اثربخشی كار آنان در راستای اهداف سازمانی است. بدیهی است هرگونه تحول و تغییر بدون اصلاح فرهنگ سازمانی منجر به نوآوری و پویائی سازمان نخواهد شد.

 

2-  آموزش و فرهنگ سازی مشاركت خلاقانه :آموزش و فرهنگ سازی مشاركت خلاقانه در اصلاح فرهنگ سازمانی، رفتارهای فردی و گروهی و به دنبال آن مشاركت خلاقانة همة كاركنان مؤثر می افتد، اگرچه صرف آموزش دادن بدون توجه به محتوا و كیفیت آموزشهای ارائه شده نمی تواند منشاء تحول و نوآوری باشد، مواردی چون استفاده از مدرسان ضعیف و فاقد مهارتهای تدریس، عدم استفاده از رسانه ها و وسایل كمك آموزشی، برگزاری دوره برای عده ای خاص، استفاده از مدرسان و مربیان تكراری و ... از جمله عوامل تضعیف­كنندة كیفیت آموزش می­باشد. اجرای برنامه­های آموزشی بطور سنجیده و مطلوب گام مؤثری جهت آماده­سازی كلیه سطوح سازمانی برای پذیرش تحول و مشاركت كاركنان می باشد. مسلما" آموزشهای مذكور محدود به آموزش نحوة انجام كار گروهی و مشاركت خلاقانه نمی باشد بلكه از یاد دادن شیوه های صحیح ارتباط و روابط انسانی در سازمان آغاز و با آموزشهای رفتار سازمانی، روانشناسی سازمانی، صنعتی، آمورش تكنیكهای خلاقیت و نوآوری و مبانی مهندسی خلاقیت TRIZ ( نظریه حل ابداعی مسائل ) استمرار می یابد. افزایش سطح یادگیری كاركنان در زمینه های فوق موجب بهبود و بهسازی فرهنگ سازمانی و منابع انسانی گردیده و مشاركت همگانی كاركنان در ایده پردازی و تفكر جمعی را تقویت می­نماید.

 

3-  بازنگری و مهندسی مجدد نظام پیشنهادات : مهندسی مجدد به سبب اینكه با فرایندها سر و كار دارد و فرایندها قلمرو حركت­های پیش­بینی شده در برنامه، رویه ها و روشها را دربر می گیرد نقش بسزایی در ایجاد تغییردر نظام پیشنهادات كاركنان دارد. گذار از وضع موجود ‹‹ سیطرة ساختار سنتی و مدیریت دیوانسالارانه›› به وضع مطلوب ( ساختار شكلی، تغییر و تحول و نوآوری ) مستلزم مهندسی مجدد فرایند ها می باشد. مسلما" نظام پیشنهادات اگر بصورت یك بخش از سازمان، پیشنهادات ارائه شده را دسته  بندی و بصورت كاملا" عادی و روتین با آنها برخورد كند بتدریج به یكی از قسمتهای بی روح و مرده سازمان همانند اغلب قسمتهای دیگر سازمان در می آید لذا بازنگری و مهندسی مجددكمك می كند تا نظام پیشنهادات از وضعیت ایستا به وضعیتی پویا و خلاق سوق داده شود. تحقق این موضوع به تفكر خلاق جمعی جهت بهسازی منابع انسانی سازمان منجر می­شود.

 

4-  تقدیر از كاركنان خلاق . پاداش و تشویق انگیزه ها را تقویت می نماید. بدیهی است تأخیر در پاداش یا عدم اعطای آن موجب سركوب انگیزشی افراد می شود و رغبت و توانش ها را در رسیدن به هدف اصلی سازمان كاهش می دهد. تشویق كاركنانی كه خلاق بوده و بصورت گروهی فعالیت خلاق داشته­اند خود   نیروی محركه ای برای سایر كاركنان می باشد تاتشویق به راه اندازی گروه های تفكر خلاق در سازمان شوند.



طبقه بندی: کلاس پنجم، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ